خرید بک لینک
یکی از نامردی های این روزگار اینه ک بزرگ شدنمون رو ب بدترین شکل ممکن نشونمون میده مثلا وقتی میخواد نشونت بده چقد خانوم شدی،زن کامل شدی،مرز۲۰ سالو رد کردی،اینجوری نیس ک ی روز پاشی تو آینه نگاه کنی ببینی چقد قیافت جا افتاده تر شده،نه! حتی ب پیدا کردن موهای سفیدتم راضی نیس واسه شیر فهم شدنت ی روز صبح پا میشی نشونت میده زندگیت ب جایی رسیده ک بعد از فقط ۵ماه عقد تو سن ۲۲سالگی ب بدترین شکل با بدترین حال روحی باید طلاق بگیری و از عنفوان جوانی مهر زن مطلقه بودن رو بزنن پیشونیت! اینجوری نشونت میده بزرگ شدی،غماتو از خودت بزرگتر میکنه،اونوخ میفهمی دیگه ادم اون سالا نیسی اسم این کارو چی میشه گذاشت نمیدونم!کار کیه نمیدونم!ولی نامردی محضه! ۲روزه تو شوکم،مائده،دختر ب این آرومی،به این خوشگلی و خوش هیکلی و بی نقصی،اخه چرا طلاق؟ چرا کتک؟چرا زجر؟ حرفی ندارم بزنم،فقط از خدا میخوام نجاتش بده! پ،ن:یه وقتایی تو دلت کلی حرفه،کلی دلیل قانع کننده و درسته،کلی گله و شکایته،کلی دلتنگی واسه شهر و عزیزاته،کلی خواسته و آرزوه از داشتن فلان لباس گرفته تاااااا چیزای بزرگتر و مهمتر،ولی بااولین نه ای ک میشنوی فقط ی کلمه میگی: -باشه...! بی هیچ بحث و اصراری! اسمش خستگی،پر شدن کاسه صبر و ظرفیته،بی تفاوت شدنه... هر چی هس نمیدونم! فقط میدونم خیلی وقته دیگه نه واسه چیزی ذوق میکنم،نه رو چیزی اصرار دارم،حتی دیگه تایید کردن حرف مفت دیگرانم برام سخت نیس! نمیدونم،شاید تاثیر از دست دادنای زیاد و پشت سر همه! اخریش و بزرگترینش خونوادم بود،از وقتی روزگار و اطرافیان بهم فهموندن ک بااااایییییید دل بکنی و حتی اعتراض نکنی و حتی حق دلتنگ شدنم نداری،هیچ چیزی ک ارزش اصرار و پافشاری داشته باشه ی چشمم نیومد! تقریبا چیزی واسه از دست دادن نموند!

برچسب: روزگار, نویسنده: مهتاب قنبری‌پور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 6:26

صفحه بندی