
درست 20 روز پیش همین موقع عا بود ک تونستم واسه آخرین بار مامانجونو ببینم اگه میدونستم دفعه اخره پانمیشدم بیام اصفهان،درسته تو کما بود ولی همونم غنیمت بود،حداقل میشد دستشو گرفت میشد صورتشو بوسید، نه الان ک سهممون ازش فقط یه عالمه خاکه و درد و دل باز زمین خاکی! خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دلم تنگ شده . ولی دیگه کاری نمیشه کرد.... چه تولد سوت و کوری!...
ادامه مطلب