خرید بک لینک
غریبی خیلی سخته... خیلی سخت...! بچه ک بودم بابام دعوام میکرد،مامانجان میگفت توروخدا دعواش نکنین بغض میکنه گلوش درد میگیره... راستش انقد تخس بودم ک کار خیلی ب بغض نمیکشید و خلاصه این دردی ک مامانجان میگفت رو تجربه نکردم... ولی راستش امروز از صبح گلوم درد میکنه،خیلیم درد میکنه،مامانجان کاش ۳۰۰کیلومتر اونورتر نبودی،کاش اینجا بودی و دعوا میکردی همه کسایی ک باعث بغض تو گلومن. خدایا هوای غربت داره خفم میکنه.... ب دادم برس... لعنت به تنهایی و تنهایی و تنهایی....

برچسب: نویسنده: مهتاب قنبری‌پور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 6:26

صفحه بندی